سيد محمد باقر برقعى
482
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
نمىپذيرم . » زاهد در چند انجمن ادبى تهران عضويّت دارد و آثارش نيز در بعضى از مجلّهها چاپ مىشود . از آثار نثرى او ، كتاب « شاگرد مدرسه » كه خاطرات دوران دههء نخستين زندگى و مدرسهء اوست ، به چاپ رسيده است . وى در ميان شعراى معاصر به آثار پروين اعتصامى و شهريار و عماد و نادرپور علاقهء بيشترى از خود نشان مىدهد . از مجموعههاى شعرى او تذكرهء منظومى بنام « در مشكوى دانشوران » شامل 378 بيت از شاعران معاصر است كه نام هريك را در بيتى آورده كه نشان از توانائى او در شعر دارد و از نگارنده اين تذكره در بيتى نيز ياد كرده است كه لازم مىدانم ضمن تشكر و سپاس آن بيت را بياورم . اين منظومه را به مناسبت بزرگداشتى كه از طرف انجمن ادبى ايران در سال 1368 براى او برگذار شد در حضور هفتاد تن از شاعران قرائت كرد و مورد تحسين قرار گرفت و آن بيت اينست : سراى ادب « برقعى » راست هان ! * كه بگزيده صد دفتر از شاعران مرغ آمين فضاى باغ ز گل گرچه عطرآگين است * دريغ و درد كه بر شاخه دست گلچين است چگونه سير كند در هوا كبوتر بخت * كه دير و زود گرفتار چنگ شاهين است جفا مكن نشود تا لبم به نفرين باز * كه اين مقام ، گذرگاه مرغ آمين است مرا كه خندهى شيرين ديگران تلخ است * جواب تلخ چرا از لب تو شيرين است تو اى حسود ! چه گويى جواب خسرو عشق * كه از جفاى تو ويرانه قصر شيرين است سرم به قصّهء شادىدهنده گرم مكن * چرا كه غصّه مرا آشناى ديرين است مرنج « زاهد » اگر مال و دستگاهت نيست * سزاى آنكه به بام شرف رسيد اين است برگ زرد برگ زرد فصل پاييزيم ما * زان سبب سرد و غمانگيزيم ما